سطح C2فعل

entfachen

شعله‌ور کردن، برانگیختن

English: to ignite, to kindle

صرف فعل entfachen

حال
er entfacht
گذشته‌ی ساده
entfachte
پرفکت
hat entfacht
امری
entfache! / entfacht!
  • ich entfache
  • du entfachst
  • er/sie/es entfacht
  • wir entfachen
  • ihr entfacht
  • sie entfachen

جمله‌ی مثال با entfachen

  • Die Strahlen der Morgensonne entfachen das Feuer meiner Seele.

    پرتوهای آفتاب صبح، آتشِ روحِ مرا شعله‌ور می‌کنند.

«entfachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.