سطح C2فعل

initiieren

آغاز کردن

English: to initiate

صرف فعل initiieren

حال
er initiiert
گذشته‌ی ساده
initiierte
پرفکت
hat initiiert
امری
initiiere! / initiiert!
  • ich initiiere
  • du initiierst
  • er/sie/es initiiert
  • wir initiieren
  • ihr initiiert
  • sie initiieren

جمله‌ی مثال با initiieren

  • Wir sind noch nicht bereit, Verhandlungen zu initiieren.

    ما هنوز آماده شروع مذاکرات نیستیم.

«initiieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.