سطح C2فعل

herbeiführen

موجب شدن، ایجاد کردن

English: to bring about, to cause

صرف فعل herbeiführen

حال
er führt herbei
گذشته‌ی ساده
führte herbei
پرفکت
hat herbeigeführt
امری
führ herbei! / führt herbei!
  • ich führe herbei
  • du führst herbei
  • er/sie/es führt herbei
  • wir führen herbei
  • ihr führt herbei
  • sie führen herbei

جمله‌ی مثال با herbeiführen

  • Wir müssen hier Veränderungen herbeiführen.

    ما باید اینجا تغییراتی ایجاد کنیم.

«herbeiführen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.