سطح B2فعل

auslösen

آغاز کردن

English: to trigger, to set off

صرف فعل auslösen

حال
er löst aus
گذشته‌ی ساده
löste aus
پرفکت
hat ausgelöst
امری
löse aus! / löst aus!
  • ich löse aus
  • du löst aus
  • er/sie/es löst aus
  • wir lösen aus
  • ihr löst aus
  • sie lösen aus

جمله‌ی مثال با auslösen

  • Ich will keine Panik auslösen.

    نمی‌خواهم وحشت ایجاد کنم.

«auslösen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.