سطح A1فعل

drücken

فشار دادن

English: to press, to squeeze

صرف فعل drücken

حال
er drückt
گذشته‌ی ساده
er drückte
پرفکت
er hat gedrückt
امری
drück! / drückt!
  • ich drücke
  • du drückst
  • er/sie/es drückt
  • wir drücken
  • ihr drückt
  • sie drücken

جمله‌ی مثال با drücken

  • Drück bitte den Knopf.

    لطفاً دکمه را فشار بده.

مترادف و متضاد

مترادف

«drücken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.