سطح B1فعل

einstellen

استخدام کردن

English: to hire, to employ

صرف فعل einstellen

حال
er stellt ein
گذشته‌ی ساده
stellte ein
پرفکت
hat eingestellt
امری
stelle ein! / stellt ein!
  • ich stelle ein
  • du stellst ein
  • er/sie/es stellt ein
  • wir stellen ein
  • ihr stellt ein
  • sie stellen ein

جمله‌ی مثال با einstellen

  • Warum sollten wir gerade Sie einstellen?

    چرا باید دقیقا شما را استخدام کنیم؟

  • Können Sie bitte die Scheinwerfer richtig einstellen?

    می‌توانید لطفاً چراغ‌های جلو را به درستی تنظیم کنید؟

مترادف و متضاد

«einstellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.