سطح B2فعل

auslegen

تفسیر کردن، چیدن

English: to explain, to interpret

صرف فعل auslegen

حال
er legt aus
گذشته‌ی ساده
legte aus
پرفکت
hat ausgelegt
امری
leg aus! / legt aus!
  • ich lege aus
  • du legst aus
  • er/sie/es legt aus
  • wir legen aus
  • ihr legt aus
  • sie legen aus

جمله‌ی مثال با auslegen

  • Man könnte das als terroristische Tat auslegen.

    می‌شود این را یک اقدام تروریستی تعبیر کرد.

«auslegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.