فعال کردن، بهکار انداختن
English: to operate, to activate
Er betätigte den Schalter, um das Licht einzuschalten.
او کلید را فشار داد تا چراغ را روشن کند.
«betätigen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.