سطح B1فعل

ausprobieren

امتحان کردن

English: to try out

صرف فعل ausprobieren

حال
er probiert aus
گذشته‌ی ساده
probierte aus
پرفکت
hat ausprobiert
امری
probier aus! / probiert aus!
  • ich probiere aus
  • du probierst aus
  • er/sie/es probiert aus
  • wir probieren aus
  • ihr probiert aus
  • sie probieren aus

جمله‌ی مثال با ausprobieren

  • Ich möchte diesen neuen Sport ausprobieren.

    من می‌خواهم این ورزش جدید را امتحان کنم.

مترادف و متضاد

«ausprobieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.