سطح B2اسم

die Überwachung

نظارت، مراقبت

English: surveillance, monitoring

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Überwachungen

جمله‌ی مثال با Überwachung

  • Überwachung ist Freiheit.

    نظارت یعنی آزادی.

«Überwachung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.