زیر نظر گرفتن
English: surveillance, observation
Die Observierung des Verdächtigen dauerte zwei Wochen.
زیر نظر گرفتن مظنون دو هفته طول کشید.
«Observierung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.