حواله کردن / واریز کردن
English: to transfer, to remit
Ich habe das Geld auf dein Konto überwiesen.
من پول را به حساب تو حواله کردم.
Der Hausarzt hat den Patienten an einen Facharzt überwiesen.
پزشک خانواده، بیمار را به یک متخصص ارجاع داد.
«überweisen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.