مبالغهآمیز، افراطی
English: exaggerated, excessive
Seine Reaktion auf die Kritik war völlig übertrieben.
واکنش او به انتقاد کاملاً مبالغهآمیز بود.
«übertrieben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.