سطح B1اسم

die Aufsicht

نظارت، سرپرستی

English: supervision, oversight

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Aufsichten

جمله‌ی مثال با Aufsicht

  • Du stehst unter beständiger Aufsicht.

    تو مدام زیر نظری.

  • Wer hat heute im Garten die Aufsicht?

    امروز چه کسی مسئول نظارت در حیاط است؟

«Aufsicht» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.