[fɛɐ̯ˈdaŋkn̩]
مدیون بودن، سپاسگزار بودن
معنی، مثال و مترادفِ verdanken ←Ich habe ihr viel zu verdanken.
من خیلی به او مدیونم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی