[fɛɐ̯ˈdamən]
نفرین کردن، لعنت
معنی، مثال و مترادفِ verdammen ←Dennoch sollten wir ihn nun nicht in Bausch und Bogen verdammen.
با این حال، نباید او را یکجا محکوم کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی