[fɛɐ̯ˈdiːnən]
درآمد داشتن / کسب درآمد کردن
معنی، مثال و مترادفِ verdienen ←Sie verdient gut in ihrem neuen Job.
او در شغل جدیدش درآمد خوبی دارد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی