[fɛɐ̯ˈdamp͡fn̩]
بخار شدن
معنی، مثال و مترادفِ verdampfen ←In der Sonnenhitze verdampfen die Pfützen schnell.
در گرمای آفتاب، آبگیرها زود بخار میشوند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی