[fɛɐ̯ˈbuːxn̩]
ثبت کردن، به حساب آوردن
معنی، مثال و مترادفِ verbuchen ←Bald wirst du den Ertrag deiner Bemühungen verbuchen können.
به زودی میتوانی نتیجهی زحماتت را ببینی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی