[ˈaʊ̯sˌʃpɛʁən]
بیرون کردن، از ورود منع کردن
معنی، مثال و مترادفِ aussperren ←Der Vater sperrte den Sohn aus dem Haus aus.
پدر پسر را از خانه بیرون کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی