سطح C2فعل

aussperren

بیرون کردن، از ورود منع کردن

English: to lock out, to exclude

صرف فعل aussperren

حال
er sperrt aus
گذشته‌ی ساده
sperrte aus
پرفکت
hat ausgesperrt
امری
sperr aus! / sperrt aus!
  • ich sperre aus
  • du sperrst aus
  • er/sie/es sperrt aus
  • wir sperren aus
  • ihr sperrt aus
  • sie sperren aus

جمله‌ی مثال با aussperren

  • Der Vater sperrte den Sohn aus dem Haus aus.

    پدر پسر را از خانه بیرون کرد.

«aussperren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.