[ˈaʊ̯sˌʃpanən]
استراحت کردن، شل کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausspannen ←Lass uns heute am Strand ausspannen.
بیا امروز برویم ساحل و استراحت کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی