[ˈaʊ̯sˌzɛndn̩]
فرستادن، اعزام کردن
معنی، مثال و مترادفِ aussenden ←Der Radiosender sendet ein Notsignal aus.
ایستگاه رادیویی یک سیگنال اضطراری ارسال میکند.
Der Sender sendet ein neues Signal aus.
فرستنده یک سیگنال جدید میفرستد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی