[ˈaʊ̯sˌzɛt͡sn̩]
رها کردن، در معرض گذاشتن
معنی، مثال و مترادفِ aussetzen ←Du musst eine Runde aussetzen.
باید یک دور از بازی بیرون بمانی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی