[ˈaʊ̯sˌʃpyːlən]
شستن، آبکشی کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausspülen ←Wir müssen den Magen ausspülen.
باید معده را شستوشو بدهیم.
Ich werde die Farbe jetzt gründlich ausspülen.
من الان رنگ را به طور کامل آبکشی میکنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی