سطح C2فعل

aufsparen

پس‌انداز کردن، ذخیره

English: to save, put aside

صرف فعل aufsparen

حال
er spart auf
گذشته‌ی ساده
sparte auf
پرفکت
hat aufgespart
امری
spar auf! / spart auf!
  • ich spare auf
  • du sparst auf
  • er/sie/es spart auf
  • wir sparen auf
  • ihr spart auf
  • sie sparen auf

جمله‌ی مثال با aufsparen

  • Ich spare den Kuchen für später auf.

    من کیک را برای بعد ذخیره می‌کنم.

«aufsparen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.