سطح C2فعل

zerstückeln

تکه‌تکه کردن

English: to cut to pieces

صرف فعل zerstückeln

حال
er zerstückelt
گذشته‌ی ساده
zerstückelte
پرفکت
hat zerstückelt
امری
zerstückele! / zerstückelt!
  • ich zerstückele
  • du zerstückelst
  • er/sie/es zerstückelt
  • wir zerstückeln
  • ihr zerstückelt
  • sie zerstückeln

جمله‌ی مثال با zerstückeln

  • Der Metzger zerstückelte das Fleisch in kleine Stücke.

    قصاب گوشت را به تکه‌های کوچک تکه‌تکه کرد.

«zerstückeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.