سطح B1فعل

trennen

جدا کردن

English: to separate, to divide

صرف فعل trennen

حال
er trennt
گذشته‌ی ساده
trennte
پرفکت
hat getrennt
امری
trenne! / trennt!
  • ich trenne
  • du trennst
  • er/sie/es trennt
  • wir trennen
  • ihr trennt
  • sie trennen

جمله‌ی مثال با trennen

  • Uns trennen Welten.

    ما از هم دنیاها فاصله داریم.

«trennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.