سطح C1فعل

isolieren

جدا کردن، ایزوله کردن

English: to isolate

صرف فعل isolieren

حال
er isoliert
گذشته‌ی ساده
isolierte
پرفکت
hat isoliert
امری
isoliere! / isoliert!
  • ich isoliere
  • du isolierst
  • er/sie/es isoliert
  • wir isolieren
  • ihr isoliert
  • sie isolieren

جمله‌ی مثال با isolieren

  • Von anderen Abstand zu halten und sich zu isolieren kann schwerfallen.

    فاصله گرفتن از دیگران و منزوی شدن می‌تواند سخت باشد.

«isolieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.