سطح B2فعل

vorschreiben

دیکته کردن / دستور دادن

English: to prescribe, to dictate

صرف فعل vorschreiben

حال
er schreibt vor
گذشته‌ی ساده
schrieb vor
پرفکت
hat vorgeschrieben
امری
schreib vor! / schreibt vor!
  • ich schreibe vor
  • du schreibst vor
  • er/sie/es schreibt vor
  • wir schreiben vor
  • ihr schreibt vor
  • sie schreiben vor

جمله‌ی مثال با vorschreiben

  • Niemand kann mir vorschreiben, was ich tun soll.

    هیچکس نمی‌تواند به من دیکته کند چه کار باید بکنم.

مترادف و متضاد

«vorschreiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.