[ˈfoːɐ̯ˌʃʁaɪ̯bn̩]
دیکته کردن / دستور دادن
معنی، مثال و مترادفِ vorschreiben ←Niemand kann mir vorschreiben, was ich tun soll.
هیچکس نمیتواند به من دیکته کند چه کار باید بکنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی