سطح A1فعل

diktieren

املا نوشتن، دیکته کردن

English: to dictate

صرف فعل diktieren

حال
er diktiert
گذشته‌ی ساده
er diktierte
پرفکت
er hat diktiert
امری
diktiere! / diktiert!
  • ich diktiere
  • du diktierst
  • er/sie/es diktiert
  • wir diktieren
  • ihr diktiert
  • sie diktieren

جمله‌ی مثال با diktieren

  • Der Chef diktiert einen Brief.

    رئیس یک نامه را املا می‌نویسد.

مترادف و متضاد

مترادف

«diktieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.