سطح C2فعل

anordnen

دستور دادن، ترتیب دادن

English: to order, to arrange

صرف فعل anordnen

حال
er ordnet an
گذشته‌ی ساده
ordnete an
پرفکت
hat angeordnet
امری
ordne an! / ordnet an!
  • ich ordne an
  • du ordnest an
  • er/sie/es ordnet an
  • wir ordnen an
  • ihr ordnet an
  • sie ordnen an

جمله‌ی مثال با anordnen

  • Der Lehrer ordnet die Stühle im Kreis an.

    معلم صندلی‌ها را به صورت دایره‌ای مرتب می‌کند.

«anordnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.