سطح B2فعل

vorgehen

پیش رفتن، اقدام کردن

English: to proceed, take action

صرف فعل vorgehen

حال
er geht vor
گذشته‌ی ساده
ging vor
پرفکت
ist vorgegangen
امری
geh vor! / geht vor!
  • ich gehe vor
  • du gehst vor
  • er/sie/es geht vor
  • wir gehen vor
  • ihr geht vor
  • sie gehen vor

جمله‌ی مثال با vorgehen

  • Wie soll ich vorgehen?

    چطور باید پیش بروم؟

«vorgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.