عدم اطمینان / ناامنی و سردرگمی
English: uncertainty, unease
Die Krise führte zu großer Verunsicherung.
بحران به سردرگمی بزرگی منجر شد.
«Verunsicherung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.