سطح A1فعل

stimmen

درست بودن، رأی دادن

English: to be correct, to vote

صرف فعل stimmen

حال
er stimmt
گذشته‌ی ساده
stimmte
پرفکت
hat gestimmt
امری
stimm! / stimmt!
  • ich stimme
  • du stimmst
  • er/sie/es stimmt
  • wir stimmen
  • ihr stimmt
  • sie stimmen

جمله‌ی مثال با stimmen

  • Das stimmt, du hast recht.

    درست است، حق با توست.

  • Alle stimmen dir zu.

    همه با تو موافقند.

«stimmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.