جستجو کردن، گشتن (در میان چیزها)
English: to rummage, browse
Ich stöbere gern im Buchladen.
دوست دارم در کتابفروشی گشت بزنم.
مترادف
«stöbern» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.