سطح A1فعل

stöbern

جستجو کردن، گشتن (در میان چیزها)

English: to rummage, browse

صرف فعل stöbern

حال
er stöbert
گذشته‌ی ساده
er stöberte
پرفکت
er hat gestöbert
امری
stöber! / stöbert!
  • ich stöbere
  • du stöberst
  • er/sie/es stöbert
  • wir stöbern
  • ihr stöbert
  • sie stöbern

جمله‌ی مثال با stöbern

  • Ich stöbere gern im Buchladen.

    دوست دارم در کتابفروشی گشت بزنم.

مترادف و متضاد

«stöbern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.