رای دادن ،هماهنگ کردن
English: to vote, to coordinate
Wir stimmen über das Thema ab.
ما در مورد این موضوع رأی میدهیم.
Ich muss mich zuerst mit meinem Team abstimmen.
من باید اول با تیمم هماهنگ کنم.
مترادف
«abstimmen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.