سطح A1فعل

abstimmen

رای دادن ،هماهنگ کردن

English: to vote, to coordinate

صرف فعل abstimmen

حال
er stimmt ab
گذشته‌ی ساده
er stimmte ab
پرفکت
hat abgestimmt
امری
stimm ab! / stimmt ab!
  • ich stimme ab
  • du stimmst ab
  • er/sie/es stimmt ab
  • wir stimmen ab
  • ihr stimmt ab
  • sie stimmen ab

جمله‌ی مثال با abstimmen

  • Wir stimmen über das Thema ab.

    ما در مورد این موضوع رأی می‌دهیم.

  • Ich muss mich zuerst mit meinem Team abstimmen.

    من باید اول با تیمم هماهنگ کنم.

مترادف و متضاد

«abstimmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.