سطح B1اسم

die Strafe

جریمه / مجازات

English: penalty, punishment

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Strafen

جمله‌ی مثال با Strafe

  • Man muss eine Strafe von 40 Euro bezahlen.

    آدم باید ۴۰ یورو جریمه بپردازد.

  • Er musste eine hohe Strafe zahlen.

    او مجبور شد جریمه سنگینی بپردازد.

  • Die Strafe für das Vergehen war hoch.

    مجازات آن تخلف سنگین بود.

مترادف و متضاد

مترادف

«Strafe» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.