[ˈʃtɪmən]
درست بودن، رأی دادن
معنی، مثال و مترادفِ stimmen ←Das stimmt, du hast recht.
درست است، حق با توست.
Alle stimmen dir zu.
همه با تو موافقند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی