سطح A1فعل

sortieren

مرتب کردن

English: to sort

صرف فعل sortieren

حال
er sortiert
گذشته‌ی ساده
er sortierte
پرفکت
er hat sortiert
امری
sortiere! / sortiert!
  • ich sortiere
  • du sortierst
  • er/sie/es sortiert
  • wir sortieren
  • ihr sortiert
  • sie sortieren

جمله‌ی مثال با sortieren

  • Ich sortiere die Bücher.

    من کتاب‌ها را مرتب می‌کنم.

  • Bitte sortieren Sie die Pakete nach Postleitzahlen.

    لطفاً بسته‌ها را بر اساس کد پستی تفکیک کنید.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«sortieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.