سطح A1فعل

speichern

ذخیره کردن

English: to save, store

صرف فعل speichern

حال
er speichert
گذشته‌ی ساده
er speicherte
پرفکت
er hat gespeichert
امری
speichere! / speichert!
  • ich speichere
  • du speicherst
  • er/sie/es speichert
  • wir speichern
  • ihr speichert
  • sie speichern

جمله‌ی مثال با speichern

  • Ich muss die Datei auf dem PC speichern.

    باید فایل را روی کامپیوتر ذخیره کنم.

  • Vergessen Sie nicht, das Dokument zu speichern.

    فراموش نکنید که سند را ذخیره کنید.

مترادف و متضاد

«speichern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.