سطح B1فعل

kleben

چسباندن، چسبیدن

English: to stick, to glue

صرف فعل kleben

حال
er klebt
گذشته‌ی ساده
klebte
پرفکت
hat geklebt
امری
kleb! / klebt!
  • ich klebe
  • du klebst
  • er/sie/es klebt
  • wir kleben
  • ihr klebt
  • sie kleben

جمله‌ی مثال با kleben

  • Die nassen Kleider kleben an meiner Haut.

    لباس‌های خیس به پوست من چسبیده‌اند.

«kleben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.