سطح B1فعل

klären

روشن کردن، حل کردن

English: to clarify, to resolve

صرف فعل klären

حال
er klärt
گذشته‌ی ساده
klärte
پرفکت
hat geklärt
امری
klär! / klärt!
  • ich kläre
  • du klärst
  • er/sie/es klärt
  • wir klären
  • ihr klärt
  • sie klären

جمله‌ی مثال با klären

  • Wir können das klären.

    می‌تونیم اینو حل کنیم.

«klären» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.