سطح B2فعل

haften

چسبیدن، مسئول بودن

English: to stick, to be liable

صرف فعل haften

حال
er haftet
گذشته‌ی ساده
haftete
پرفکت
hat gehaftet
امری
haft! / haftet!
  • ich hafte
  • du haftest
  • er/sie/es haftet
  • wir haften
  • ihr haftet
  • sie haften

جمله‌ی مثال با haften

  • Die Reifen haften sehr gut.

    لاستیک‌ها خیلی خوب می‌چسبند.

«haften» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.