سطح C2فعل

kitten

چسباندن، به‌هم‌آوردن

English: to glue, to bond

صرف فعل kitten

حال
er kittet
گذشته‌ی ساده
kittete
پرفکت
hat gekittet
امری
kitte! / kittet!
  • ich kitte
  • du kittest
  • er/sie/es kittet
  • wir kitten
  • ihr kittet
  • sie kitten

جمله‌ی مثال با kitten

  • Ist es schon zu spät, die amerikanisch-chinesischen Beziehungen wieder zu kitten?

    آیا برای ترمیم روابط آمریکا و چین دیگر دیر شده است؟

«kitten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.