تعیین کردن، دستگیر کردن
English: to fix, set; to arrest
Der Hass wird sich dauerhaft zwischen diesen Brudervölkern festsetzen.
نفرت برای همیشه بین این دو قوم برادر ریشه خواهد دواند.
«festsetzen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.