مشخص کردن، تعیین کردن
English: to specify, to determine
Wir müssen einen Termin für das Meeting festlegen.
ما باید یک قرار (زمان) برای جلسه تعیین کنیم.
«festlegen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.