سنجیدن، اندازهگیری کردن
English: to measure, to gauge
Dein Horizont ist offenbar sehr knapp bemessen.
ظاهراً افق دید تو بسیار محدود است.
«bemessen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.