سطح B1فعل

feststellen

تشخیص دادن

English: to ascertain

صرف فعل feststellen

حال
er stellt fest
گذشته‌ی ساده
stellte fest
پرفکت
hat festgestellt
امری
stell fest! / stellt fest!
  • ich stelle fest
  • du stellst fest
  • er/sie/es stellt fest
  • wir stellen fest
  • ihr stellt fest
  • sie stellen fest

جمله‌ی مثال با feststellen

  • Ich musste feststellen, dass...

    ناچار شدم بفهمم که...

«feststellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.